• Image description

Ebi and Googoosh - Nostalgia

12m plays
  1. [ گوگوش ]
    یکی موند و یکی مون رفت جهان ِ ما دو قسمت شد
    یکی تنها تویه خاکش
    یکی راهی ِ غربت شد

    [ ابی]
    یکی مون از قفس پر زد یکی خواست و نمی تونست
    نگاهش رو به دریا بود
    ولی راه و نمیدونست
    دوتا آینده ی ِ مبهم یه تابستون ِ بی خورشسید
    همون فصلی که رویامون
    مثل ِ ارتش فرو پاشید

    [ گوگوش ]
    میون ِ زمزمه هامون یه آهنگ یادگاری موند
    یکی مون از خدا دور شد
    یکی هنوز نماز میخوند

    [ ابی و گوگوش]
    تو و عکسهای ِ دیروزت منو شعرای ِ این دفتر
    تویه نوستالژی جا موندیم
    به زیر ِ حاک و خاکستر
    به دنیا اومدیم اما ما این دنیارو نشناختیم
    چه می وندیم چه میرفتیم
    بهم بازی رو می باختیم

    [ ابی]
    یکی از ما تموم ِ زندگیش و تویه تشکیل ِ تنهایی سفر کرد
    نمیدونست خودش رو جا گذاشته
    که یه حسی تو قلبش میگه برگرد

    [ گوگوش]
    یکی از ما هنوزم رو به دریا تویه دنیای ِ دیروزش اسیر ِ
    یه خواهش از خدا داره
    که شاید جوونیش و بتونه پس بگیره

    [ ابی و گوگوش]
    تو و عکسهای ِ دیروزت منو شعرای ِ این دفتر
    تویه نوستالژی جا موندیم
    به زیر ِ حاک و خاکستر
    به دنیا اومدیم اما ما این دنیارو نشناختیم
    چه می وندیم چه میرفتیم
    بهم بازی رو می باختیم