• Image description

Ebi and Googoosh - Do Panjereh

5.2m plays
  1. توی یک دیوار سنگی
    دو تا پنجره اسیرن
    دو تا خسته، دو تا تنها
    یکیشون تو، یکیشون من

    دیوار از سنگ سیاهه
    سنگ سرد و سخت خارا
    زده مهر بی صدایی
    به لبای خسته ما

    نمیتونیم که بجنبیم
    زیر سنگینی دیوار
    همه عشق من و تو
    قصه هست، قصه دیدار

    همیشه فاصله بوده
    بین دستای من و تو
    با همین تلخی گذشته
    شب و روزای من و تو

    راه دوری بین ما نیست
    اما باز اینم زیاده
    تنها پیوند من و تو
    دست مهربون باده

    ما باید اسیر بمونیم
    زنده هستیم تا اسیریم
    واسه ما رهایی مرگه
    تا رها بشیم میمیریم

    کاشکی این دیوار خراب شه
    من و تو با هم بمیریم
    توی یک دنیای دیگه
    دستای همو بگیریم

    شاید اونجا توی دلها
    درد بیزاری نباشه
    میون پنجره هاشون
    دیگه دیواری نباشه