Sobhet Bekheir Azizam

Moein - Sobhet Bekheir Azizam
0:00
0:00
صبحت بخیر عزیزم با آنکه گفته بودی دیشب خدا نگهدار
با آنکه دست سردت از قلب خسته ی تو گوید حدیث بسیار
صبحت بخیر عزیزم با آنکه در نگاهت حرفی برای من نیست
با آنکه لحظه لحظه می خونم از دو چشمت از خستگی ز تکرار
در جان عاشق من، شوق جدا شدن نیست
خو کرده ی قفس را، میل رها شدن نیست
من با تمام جانم، پر بسته و اسیرم
باید که با تو باشم در پای تو بمیرم
این بار غصه ها را،از دوش خسته بردار
من کوه استوارم، به من بگو نگهدار
عهدی که با تو بستم، هرگز شکستی نیست
این عشق تا دم مرگ، هرگز گسستنی نیست