Roozhaye Behtar

Alireza Eftekhari - Roozhaye Behtar
0:00
0:00
دل، دل دیوونه هر بار به تو نگفتم
تا نشکنی ای دل به تو خیری نرسد
با همین بهونه از عشقی که داری
پا پس نکش ای دل که به قیدی نرسد
اگه که غمگین اگه که شادی
تو برگ زردی تو دست بادی
نبر ز خاطر تو این هیاهو
غمی که خوردی دلی که دادی
تو مثل نوری همیشه روشن
دو قطره اشکی تو چشم من
چون موجی از جان به تو دل بندم
کِی از پا بنشینم تا ساحل ؟
تو با من نفسی تا ننشینی
من آهی نکشم آرام از دل
من به تو نگویم راز دل تنها
چون نپذیری تو ترک مرا
گاهی پنهون گاهی پیدا
گاهی تاریک گاهی روشن
تب عشقی که تو دادی نرود از تَن من

چون موجی از جان به تو دل بندم
کِی از پا بنشینم تا ساحل ؟
تو با من نفسی تا ننشینی
من آهی نکشم آرام از دل
من به تو نگویم راز دل تنها
چون نپذیری تو ترک مرا
گاهی پنهون گاهی پیدا
گاهی تاریک گاهی روشن
تب عشقی که تو دادی نرود از تَن من