• Image description

Mansour - Mamnoon

  1. وقتي همه از غصه ميگفتن
    من خنده هاتو زندگی كردم
    يه لحظه اينجا بوديو انگار
    يه عمرو با تو زندگی كردم

    من پيش گرمای نگاه تو
    خورشيدُ يه فانوس ميديدم
    هر شب به چشمات فك ميكردم تا
    باز خواب اقيانوسُ ميديدم

    ممنون از اينكه با دروغاتم
    گاهي به احساسم كمك كردی
    ممنون از اینکه توی رویاهام
    اين زندگي رو مشترك كردی
    گاهی به احساسم كمك كردی

    حتی دروغش خوبه وقتی كه
    ميگی هوای خونه رُ داری
    ميگی شبائی كه باهم قهريم
    تا صبح از دلشوره بيداری

    ميشه با يه لبخند بهاری شد
    كی گفته كه هنوز پائيزه ؟
    بين من و تو با همين لبخند
    ديوار چين هم باشه ميريزه

    ممنون از اينكه با دروغاتم
    گاهی به احساسم كمك كردی
    ممنون از اینکه توی رویاهام
    اين زندگي رو مشترك كردی
    گاهی به احساسم كمك كردی

    مثه شباي آخر اسفند
    دنياي من بي تو مه آلوده
    با اين همه جاي شكايت نيست
    يه عمره تا بوده همين بوده

    ممنون از اينكه با دروغاتم
    گاهی به احساسم كمك كردی
    ممنون از اینکه توی رویاهام
    اين زندگي رو مشترك كردی
    گاهی به احساسم كمك كردی