Lalehzaar

Ebi - Lalehzaar
0:00
0:00
همین فردا باید برم لاله زار ، دلم واسه حال و هواش لک زده

حالا شیره رو کاشی کاری دیگه ، لابد پیر شده حتما عینک زده

لابد بچه ها تووی پس کوچه هاش ، بازم فیلمای جفتی طاق میزنن

نئون های رو سر درِ سینما ، هنوز مثلِ رنگین کمون روشنن

هنوز تو تئاترای اون جا میشه ، نشست و پیِس های بی پرده دید

میشه گاهی وقتا تووی کافه هاش ، صدای خوشِ شاملو رو شنید

میدونم که توو دودِ اون کافه ها ، هنو پچ پچ مردنِ تختیه

هنوزم یکی داره جار میزنه ، که چهارشنبه ها روزِ خوش بختیه

نگو راه دوره نگو چاره نیست ، چمدونِ دلتنگیامو بیار

نگو اون خیابون دیگه دود شد ، همین فردا باید برم لاله زار

مگه میشه رویا رو از ما گرفت ، مگه میشه این آرزوها رو کشت

گذشته گذشته ولی بعد از این ، نگو میشه آینده یِ ما رو کشت

همین فردا باید برم لاله زار ، جوونیم تووی اون خیابون گذشت

همه عمرمون تووی آتیش بود ، کی گفته کی گفته که آسون گذشت

کی گفته کسی ما رو مثل یه مشق ، تووی دفترِ روزگار خط نزد

کی گفته یه تفویم نفرین شده ، به دنیای ما رنگِ وحشت نزد

منو از دلِ اون خیابون بپرس ، منو از همون خاطراتِ عزیز

از اون روزگاری که خوشبختی رو میشد دید تووی استکان روی میز

منو از صدای پُر از سرخوشیم توو قبل از هجومِ شب و عربده

منو از همون لاله زاری بپرس که دل واسه دیدنش لک زده

نگو راه دوره نگو چاره نیست ، چمدونِ دلتنگیامو بیار

نگو اون خیابون دیگه دود شد ، همین فردا باید برم لاله زار

مگه میشه رویا رو از ما گرفت ، مگه میشه این آرزوها رو کشت

گذشته گذشته ولی بعد از این ، نگو میشه آینده یِ ما رو کشت