Rangeh Deltangi

Reza Saffari - Rangeh Deltangi
0:00
0:00
باز هم شب ... باز هم تب ... باز کینه ... باز نخوت

باز هم شب ... باز هم تب ...

من بدون آشنایی زیر حجم شب شکستم ........از تمام زندگانی خاک شد سهم دو دستم

آخه اینجا تو سیاهی زندگی سنگین و سرده .........از همه مفهوم هستی سهم من اندوه و درده ....

پشت هر لبخند معصوم زهر نفرت بود و کینه .... خنجر تیز رفاقت توی سینه مون میشینه

رنگ دلتنگی گرفته در و دیوار اتاقم ... ... دیوار و به خون کشیده رنگ قرمز چراغم ...